أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

375

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

نوشت تا در مقابل تأييد او يك صد هزار دينار شريفى بگيرند . در اواخر سال 904 حكم تأييد وى همراه قافلهء مصرىها رسيد . به دنبال آن وى با سپاهيان خود به همراه قافلهء مصرى از ينبع به سوى مكه حركت كرد . بركات با اطلاع از اين مطلب براى روبرو شدن با او به وادى مر « 1 » رفت . در اين درگيرى بركات دوم شكست خورده به جده گريخت . بدين ترتيب منطقه ناامن شد ، در حالى كه حجاج در عرفات و منى بودند . مفسده‌جويان هم فعّال شدند و مردم به ناله درآمدند . در اين وقت بزرگان قوم نزد هزاع رفته او را سخت ملامت كردند . « 2 » به دنبال آن ، اشرف ميان دو برادر را آشتى داده و بركات در اواخر ذىحجه همان سال به مكه بازگشت . دو سال بعد ، باز اختلاف آغاز شد و اين بار هزاع بر بركات يورش برده ، در نهم جمادى الأولاى سال 907 با يكديگر درگير شدند . بركات شكست خورده به ليث رفت و هزاع امارت مكه را در دست گرفت ؛ اما چيزى نگذشت كه در 15 رجب همان سال در نزديكى مكه درگذشت . جنازهء او را به مكه حمل كرده ، پس از طواف دفن كردند . « 3 » احمد الجازانى با درگذشت هزاع ، در حضور ابوالسعود بن ظهيره قاضى مكه مجلسى در مسجد با حضور اصحاب حَلّ و عقد تشكيل گرديد و بر توليت احمد جازانى فرزند محمد بن بركات اوّل اتفاق شد . پس از آن خبرش اعلام شده ، نامه‌اى هم در اين باره به چراكسهء مصر نوشتند . احمد جازان دريافت كه مىبايست لشكر مقيم مكه را راضى كند . به همين دليل به قاضى و برخى از اعيان دستور داد تا پولى براى آنان از تجار مكه بگيرند . او پول را به

--> ( 1 ) . مقصود مر ظهران است ، وادى بزرگى كه از بزرگ‌ترين وادىهاى حجاز است و گفته‌اند كه در آن سيصد چشمه‌جارى بوده و امروز به جز چند عدد ، چيزى نمانده است . به آن وادى فاطمه يا وادى شريف هم مىگويند . اين وادى از 22 كيلومترى شمال مكه عبور مىكند . ( عاتق ) ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 3 ) . بلوغ القرى ، ج 2 ، ص 1202 .